دكتر عقيقى بخشايشي

1641

چهارده نور پاك ( فارسي )

10 . دلدارى و اطمينان : على بن جعفر يكى از ارادتمندان امام ساكن حومهء بغداد ، ( 1 ) و عنوان وكيل امام هادى ( عليه السلام ) را نيز داشت ، از وى پيش متوكل عباسى سعايت كردند ، متوكل وى را به زندان افكند . زندان او به طول انجاميد ، سرانجام قول داد كه به عبد الرحمان بن خاقان سه هزار دينار بپردازد تا دربارهء آزادى او فعاليت كند ، در نتيجه عبيدالله بن يحيى بن خاقان وزير متوكل دربارهء او پيش متوكل شفاعت كرد . متوكل گفت : اى عبيدالله ! اگر دربارهء تو مشكوك بودم مىگفتم كه رافضى هستى تو چه مىگفتى ؟ ! على بن جعفر وكيل على بن محمد ( امام هادى ) است و من تصميم دارم كه او را اعدام كنم ! ! اين خبر در زندان به على بن جعفر رسيد ، او كه به شدت ترسيده بود ، نامه‌اى به محضر امام هادى ( عليه السلام ) نامه‌اى نوشت كه : خدارا ! خدارا ! دربارهء من فكرى بكنيد ، به خدا قسم مىترسم در امر امامت ، به شك بيافتم . امام ( عليه السلام ) در ذيل نامهء او نوشتند : اگر كارت به آن جا كشد دربارهء تو از خدا كمك مىخواهم و آن وقت ، شب جمعه بود . فرداى آن روز متوكل عباسى را تب گرفت و به قدرى شدت پيدا كرد كه تا روز دوشنبه خانواده‌اش بر وى گريسته و به فرياد درآمدند ، او به دنبال آن مرض شديد گفت : همه زندانيان را كه اسامى شان به وى عرضه شده است آزاد كنند ، آنگاه على بن جعفر را ياد آورد ، به وزيرش عبيدالله گفت : چرا نام او را به من عرضه نكردى ؟ ! عبيدالله گفت : من ديگر دربارهء او سخنى نخواهم گفت ، متوكل گفت : همين الآن او را آزاد كن و بگو : مرا حلال كند ، عبيدالله او را آزاد كرد و او به دستور امام هادى ( عليه السلام ) به مكه رفت و مجاور بيت الله شد ، به دنبال اين جريان متوكل صحت پيدا كرد . ( 2 ) 11 . خبر از قتل واثق وابن زيات : " مفيد " عليه الرحمة از ثقهء جليل القدر ، خيران اسباطى ( 3 )

--> 1 . بحار ج 50 ، ص 126 از امالى طوسى . 2 . رجال كشى ص 505 ، رقم 503 . 3 . ظاهرا منظور همان خيران الخادم قراطيسى غلام حضرت رضا ( ع ) است .